چهارشنبه ۹ مهٔ ۲۰۱۲

خدا مقدس‌تر است یا نقی؟!





شاهین نجفی ترانه‌ای اجرا کرده است به نام نقی که اعتراضاتی را از سوی بعضی افراد به دنبال داشته است. این افراد به این بهانه که این ترانه «توهین به مقدسات» است، صفحاتی را در فیس بوک به اعلام انزجار از شاهین نجفی اختصاص داده و حتی او را مانند سلمان رشدی مستحق مرگ دانسته‌اند. با نگاهی به متن ترانه می توان دید که این ترانه معضلات موجود در جامعه ایران را مطرح می‌کند. معضلاتی مانند تحریم اقتصادی، افزایش قیمت دلار، دخالت مسایل دینی در فوتبال، اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، زنانی که حقوق سایر زنان را نادیده گرفته و مدافع حقوق مردان هستند، درصد پایین جمعیت کتابخوان، واردات بی‌رویه از چین و صحبت‌های غیرعقلانی مطرح شده نظیر یاعلی گفتن خامنه ای هنگام تولد. 
 کدامیک از اینها می توانند توهین به دین یا امامان تلقی شوند؟ 
همه ما در طول روز بارها و بارها راجع به این مسائل صحبت می کنیم و حتی خدا را مخاطب خود قرار می دهیم. با اینحال معتقد نیستیم که به خدا توهین کرده‌ایم، پس چرا وقتی همین صحبت ها خطاب به امامی گفته می‌شود، توهین به آن امام تلقی می‌شود؟ اصلا چرا باید درد دل‌هایی که از روی صمیمیت با کسی در میان گذاشته می‌شود، به حساب توهین به آن شخص گذاشته شود؟
از این گذشته مشخص نیست که چرا این افراد در برابر جوک‌های ساخته شده برای نقی واکنشی نشان نداده‌اند، ولی در برابر ترانه‌ای که بسیار ملایم‌تر است، چنین سرسختانه موضع گرفته‌اند. 

دوشنبه ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۱۲

بی‌تفاوت نباشیم ...



در روزهای اخیر صدور حکم اعدام برای وبلاگ‌نویسان و فعالان سایبری شدت گرفته است. حکم اعدامی که برای سعید ملک پور و مهدی علیزاده صادر شده، ممکن بود برای هر یک از ما صادر شود. پس بی‌تفاوت نباشیم.

می‌توان با نوشتن مطلب، طراحی پوستر، اسکناس نویسی و یا هر روش دیگری با این احکام ناعادلانه مبارزه کرد.

باید کاری کرد، پیش از آنکه دیر شود.

دوشنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران


ديو اقتدارگرايی و مطلق طلبی حکومت ايران، که پيش از اين و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوريت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عيان نمود و هر چه ديوان همه دارند را يک جا به نمايش درآورد. تقلب٬ خيانت٬ قتل٬ جنايت و تجاوز را ضميمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت¬های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نمايد که اين ديوِ زنجيرپاره کرده‌ی استبداد دينی به قفس برنمی‌گردد. پيداست که پس از انتخابات ۸۸ در اين شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاريخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ايران را برمی انگيخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآميز اصحاب استبداد را. هم از اين رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه ميشد کشيدند و به جای آن، مسير ايستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزيدند.


اينک اما در سردترين فصل حيات سياسی معاصر ايران، دوباره سيرک انتخاباتی جديدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعيت خود را از دست رفته می‌بيند به دنبال آن است که به اين فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خيال خام خويش٬ گرمايی ببخشد تا برای اجرای نمايشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازيگر فراهم نمايد. اما کيست که نداند حکومت ايران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمايش می گذارد، و کيست که نداند دستاورد اين سيرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پيش پر شده ای باشند که آمارهای پيشاپيش تعيين شده‌ و دروغين ۶۳ درصدی و يا شايد هم ۹۸/۲ درصدی را به نمايش نهند؛ و محصول اين صندوق ها قرار است نمايندگان گلچين شده ای باشند که به فرمان بيتِ استبداد، قيام و قعود کنند و بر فسادهای سياسی و اقتصادی فراگير چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نيست با اين انتخابات اتفاق خاصی بيفتد جز اينکه چند روزی دستگاه های تبليغاتی حکوت با توسل به آمارهايی دروغ مدعی حضور "حماسی" مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعيت نظام برگردانند. روشن است که در اين شرايط جريان‌های اصيل سياسی هرگز حاضر نمی شوند که بازيگر اين نمايش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزينه گرم کردن تنور سرد اين انتخابات نمايند.

انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالين و گروه¬های سياسی تمام نمود و نشان داد که ظرفيت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسيده و ديگر ذيل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح¬طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزينه سنگينی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشيد و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان اين سرزمين را ريختند و در مدت دو سالی که گذشت، هيچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنايت‌های پيشين خويش نکردند.

ازسوی ديگر، با وجود محدوديت‌هايی همچون نظارت استصوابی، يک‌دستی و هم‌دستی مجريان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سياسی کشور و عدم امکان فعاليت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هيچ عنوان ممکن نيست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سياسی حاکم در ساختار سياسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحيف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رويه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنيتی و اقتصادی، عملا هيچ کاری از منتخبين مردم برنمی آيد همانگونه که از دولت¬های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرايطی به مراتب بهتر برنيامد. پيداست که مسئوليت شرايط پيش آمده و پيامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکميتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نيروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای بوده اما امروز ناگزير از تحريم انتخابات نمايشی حکومت شده اند.

لذا همانگونه که مير حسين موسوی درآخرين پيام و در آخرين فرصت از درون زندان محصورش نوشت اميدی به انتخابات و شرکت در آن نيست. و نيز، همانطور که در پيام اخير مهدی کروبی و همچنين بيانيه ۳۹ زندانی سياسی نيز منعکس شده است، انتخابات فرمايشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرين تير بر پيکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از اين پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهيم بود که بر دستان اقتدارگرايان سنگينی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در اين شرايط، گروه¬های سياسی يا کانديداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات زير اين تابوت را بگيرند چيزی جز بی آبرويی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که اين افراد بخواهند از سرمايه و اعتبار جنبش سبز، برای رسيدن به مقاصد انتخاباتی خويش هزينه نمايند. ما شديدا نسبت به اين موضوع هشدار داده و از مجموعه¬های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ايران می خواهيم که با مرزبندی صريح و بيان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمايه های والای اين جنبش شوند.

همچنين معتقديم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفايت نکرده و می بايست تحريم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نيروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحريم از سطح بيانيه ها فراتر رفته و منجر به نمود عينی در سطح جامعه شود. بديهی است که موثرترين استراتژی پيش روی نيروهای دموکراسی طلب، مشروعيت زدايی از نمايش انتخاباتی حاکميتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعيت زدايی از حاکميت و نمايش های انتخاباتی اش نيز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نيست. مهمترين عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناريوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمايش انتخاباتی حاکميت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در يافتن کنش هايی کم هزينه برای عينيت دادن به تجمعات مخالفان چنين انتصابات فرمايشی¬ای داشته باشند. بروز بيرونی و عينيت دادن به چنين اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپيمايی خيابانی نيست و می توان ايده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هايی ويژه (مانند اماکن زيارتی و تفريحی) و يا راه های ابتکاری ديگری يافت تا مانع از آن شد که جمعيت وسيع تحريم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست يابی به کاراترين ايده‌ها، منوط به ايجاد فضايی است که در آن نيروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله گرفته و به جای آن تحريم فعالانه‌ی انتخابات نمايشی و فرمايشی را در پيش بگيرند و از فرصتی که احتمالا با گشايش نسبی فضای سياسی جامعه در ايام منتهی به انتخابات بوجود می آيد برای بروز کنش‌هايی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

۱-

آخرین لیست وبلاگ­های امضا کننده را از http://akarim8808.blogspot.com دنبال نمایید.

۲-

در صورت تمایل به امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com ایمیل نمایید.


چهارشنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۱۱

برای وبلاگنویسان دربند



روز 16 نوامبر که به عنوان روز جهانی وبلاگنویسان زندانی نامگذاری شده، بهانه ای است برای به یادآوردن بی گناه ترین و مظلوم ترین زندانیان. کسانی که تنها به جرم بیان عقاید خود در وبلاگ های شخصی مورد غضب رژیم های دیکتاتوری واقع می شوند. رژیم هایی مثل رژیم جمهوری اسلامی که پا را از محدودیت هایی مانند فیلترینگ، فراتر نهاده و برای خفه کردن صدای مخالفان به زندانی کردن آنها اقدام می کنند.
با زندانی کردن تو اما دیکتاتور به هدف خود نمی رسد، زیرا همان هدفی که تو را به نوشتن واداشت، دیگران را نیز به نوشتن وامی دارد و این سنگر با حضور همرزمانت حفظ خواهد شد.
به امید روزی که همه ما در آرامش و امنیت کامل بنویسیم.

جمعه ۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

تقدیم به زندانیان سیاسی که در اعتصاب غذا به سر می برند



تو را تحسین می کنم که حرفت را گفتی و نترسیدی.
تو را تحسین می کنم که با دستان خالی به مبارزه با استبداد برخاستی.
تو را می ستایم که نه برای آزادی از زندان و نه به خاطر حفظ جان با ستم و ستمگر سازش نمی کنی.
به اراده ات رشک می برم و به آزادگیت.
و یقین دارم که روزی در و دیوار زندان هم در برابر عظمت تو سر تعظیم فرو می آورد.
و تو پیروز می شوی.
و تو پیروز شده ای.

دوشنبه ۶ دسامبر ۲۰۱۰

الله اکبر شبانه، 15 آذر 89

الله اکبر شبانه در تهران، پانزدهم آذر 1389


دوشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۱۰

خبر کوتاه بود، امیر هوشنگ ابتهاج (سایه)



خبر کوتاه‌ بود
اعدام‌ شان‌ کردند!
خروش‌ دخترک‌ برخاست‌
لبش‌ لرزید
دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پر شد
گریه‌ را سر داد
و من‌ با کوششی‌ پر درد
اشکم‌ را نهان‌ کردم‌
چرا اعدامشان‌ کردند؟
می‌پرسد ز من‌، با چشم‌ اشک‌آلود
عزیزم‌، دخترم‌
آنجا شگفت‌انگیز دنیایی‌ست‌
دروغ‌ و دشمنی‌ فرمانروایی‌ می‌کند آنجا
طلا، این‌ کیمیای‌ خون‌ انسان‌ها
خدایی‌ می‌کند آنجا
شگفت‌انگیز دنیایی‌ست‌
که‌ همچون‌ قرن‌های‌ دور
هنوز از ننگ‌ آزار سیاهان‌، دامن‌ آلوده‌ست‌
در آنجا حق‌ و انسان‌ حرف‌های‌ پوچ‌ و بیهوده‌ست‌
در آنجا رهزنی‌، آدم‌کشی‌، خون‌ ریزی‌ آزادست‌
و دست‌ و پای‌ آزادی‌ در زنجیر
عزیزم‌، دخترم‌
آنان‌ برای‌ دشمنی‌ با من‌
برای‌ دشمنی‌ با تو
برای‌ دشمنی‌ با راستی‌ اعدام‌ شان‌ کردند
و هنگامی‌ که‌ یاران‌
با سرود زندگی‌ بر لب‌
به‌ سوی‌ مرگ‌ می‌رفتند
امید آشنا می‌زد چو گل‌ در چشمشان‌ لبخند
به‌ شوق‌ زندگی‌، آواز می‌خواندند
و تا پایان‌ به‌ راه‌ روشن‌ خود با وفا ماندند
عزیزم‌
پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را، ز جا برخیز
تو در من‌ زنده‌ای‌، من‌ در تو
ما هرگز نمی‌میریم‌
من‌ و تو با هزارانِ دگر
این‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گیریم‌
از آن‌ ماست‌ پیروزی‌
از آن‌ ماست‌ فردا
با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌
عزیزم‌
کار دنیا رو به‌ آبادی‌ست‌
و هر لاله‌ که‌ از خون‌ شهیدان‌ می‌دمد امروز
نوید روز آزادی‌ست‌.